ذکر ایام هفته
  حوزه نت
  پایگاه های اسلامی

  سایت رهبری
  بیانات رهبری
آیت الله جعفری تهرانی
  بیانات رهبری
  خبرنامه
جهت عضویت در خبرنامه از فرم زیر استفاده نمایید

ایمیل*
تلفن همراه*
تصویر امنیتی
بيت العدل، سراب رهبري در بهائيت

بسم الله الرحمن الرحیم

بيت العدل، سراب رهبري در بهائيت

بيت العدل اعظم تشکيلات رهبري کننده جامعه بهائيت و مستقر در شهر حيفا در اسرائيل است و پايه گذاران بهاء الله معمارش عبدالبها و شوقي آفندي آرزوي تحقق آنرا داشت. 
بيت العدل آخرين خانه اميد بهائيان است که به رياست ولي امر بهائي و مجمعي 9 نفره منتخب بهائيان جهان و براي تشريع قوانين بهائي داير گرديده است که اهميت آنرا بهتر است از زبان رهبران اين فرقه بخوانيم: 
در کتاب اقدس نوشته بهاالله چاپ تهران صفحه 26 و گنجينه حدود و احکام باب 27 صفحه 213 آمده است: 
قد کتب علي کل مدينه ان يجعلوا فيها بيت العدل و يجتمع فيها النفوس علي عدد البها ان ازداد لاباس 
بدرستيکه واجب است که در هر شهري يک مجلس بيت العدل شامل 9 نفر تشکيل شود و اگر تعداد آن بيشتر شود اشکالي ندارد. 
بهاءالله براي دوران بعد از مرگ خويش به تقليد از نظام قانونگذاري انگليس پيشنهاد تشکيل يک هيات 9 نفري به رياست حتمي جانشينان خود تحت عنوان «ولي امراله» را مطرح کرده است تا نظام حقوقي و رهبري بهائيت را سر و سامان دهند. 
در سيستم حقوقي بهائيت دو سازمان مجزا و مکمل هم وجود دارند: 
1- سازمان تشريع 
2- سازمان تبيين 
سازمان تشريع منابع قانونگذاري را گويند و سازمان تبيين عبارتند از کسانيکه حق تبيين و تفسير عبارات و کلمات رهبران را دارند. منابع قانوني يا سازمان تشريع در بهائيت عبارتند از: 
1- کتاب اقدس بهاءالله و ديگر آثار او 
2- بيت العدل اعظم
3- قوانين سلاطين و دولتهاي آنان. 
مطالعه کتاب اقدس و ديگر آثار بهاءالله نشان مي دهد که «متون حقوقي بهائيت» شامل سه بخش است: 
اول- برخي احکام ميرزا علي محمد باب در کتاب بيان که عينا با کمي تصرف نقل شده. 
دوم- نسخ و يا رفع بعضي احکام بيان که غير قابل اجرا و ضد حقوق بشر بوده است. 
سوم- بيان برخي احکام تازه در عبادات و حدود و کيفرهاي جرائم توسط بهاءالله در کتاب اقدس و ساير آثار او. 
مطالعه آنها نشان ميدهد که عموما اين احکام مبهم و گنگ و بصورت فعلي غير قابل اجرا هستند (مانند کيفر دزدي ارث و حدود زنا و...) با توجه به عدم وجود و حضور بهاءالله و جانشين وي عبدالبها و شوقي افندي بيت العدل اعظم آخرين اميد بهائيان براي تشريع قوانين مورد نياز است. مهمترين منابع مربوط به بيت العدل در کتب اقدس اشراقات لوح بيت العدل (توسط بهاالله) و الواح وصايا از عبدالبهاء و دور بهائي از شوقي افندي مي باشند و کتاب گنجينه حدود و احکام نيز عين مدارک را از کتب فوق الذکر جمع بندي نموده است. 
در کتاب الواح وصايا (صفحه 15 و 16 چاپ مصر) و کتاب نظر اجمالي در ديانت بهائي (صفحه 68) و گنجينه حدود احکام (باب 27) آمده است: 
«اما بيت العدل الذي جعله الله مصدر کل خير و مصونا من کل خطا. بايد به انتخاب عمومي يعني نفوس مومنه تشکيل شود و اعضا بايد مظاهر تقواي الهي و مطالع علم و دانائي و ثابت بر دين و خيرخواه نوع انساني باشند و مقصد بيت العدل عمومي است يعني در جميع بلاد بيت العدل خصوصي تشکيل شود و آنان بيوت بيت العدل عمومي را انتخاب نمايند. اين مجمع مرجع کل امور است و موسس قوانين و احکامي که در نصوص الهي موجود نه و جميع مسائل مشکله در اين مجلس حل گردد و ولي امراله رئيس مقدس اين مجلس و عضو اعظم ممتاز غير قابل عزل آن خواهد بود». 
2- سازمان تبيين- کسانيکه حق تفسير و تبيين عبارات آسماني را در بهائيت دارند عبارتند از: عبدالبها و پس از او سلسله اولياء امراله (کتاب اقدس و لوح عهدي) عبدالبها در ص 11 تا ص 16 الواح وصايا (منقول در کتاب نظر اجمالي ص 66 تا ص 68) صراحتا ميگويد: 
«اي ياران مهربان بعد از مفقودي اين مظلوم بايد اغصان و افنان سدره مبارکه و ايادي امراله و احباي جمال ابهي توجه به فرع دو سدره که از دو شجره مقدسه اثبات شده و از اقتران دو فرع دوحه رحمانيه بوجود آمده يعني شوقي افندي نمايند. زيرا آيات الله و غصن ممتاز و ولي امراله و مرجع جميع اغصان و افنان و ايادي امراله و احباالله است و مبين آيات الله و من بعده بکرا بعد بکر يعني در سلاله او و فرع مقدس و ولي امراله و بيت العدل عمومي که به انتخاب عموم تاسيس و تشکيل شود و در تحت حفظ و صيانت جمال ابهي و حراست و عصمت فائض از حضرت اعلي روحي لهماالفدا است. آنچه قرار دهند من عندالله است. حصن متين امراله با طاعت من هو ولي امراله محفوظ و مصون ماند و اعضاي بيت عدل و جميع اغصان و افنان و ايادي امراله بايد کمال اطاعت و تمکين و انقياد و توجه و خضوع و خشوع را به ولي امراله داشته باشند..................... اي احباي الهي بايد ولي امراله در زمان حيات خويش من هو بعده را تعيين نمايد تا بعد از صعودش اختلاف حاصل نگردد......... ولي امراله رئيس مقدس اين مجلس و عضو اعظم لاينعزل و اگر در اجتماعات بالذات حاضر نشود نائب و وکيلي تعيين فرمايد و اگر چنانچه عضوي از اعضاء گناهي ارتکاب نمايد که در حق عموم ضرري حاصل شود ولي امراله صلاحيت اخراج او را دارد بعد ملت شخص ديگري را انتخاب نمايد........... و حقوق الله راجع به ولي امراله است تا در نشر نفحات الله و ارتفاع کلمه الله و اعمال خيريه و منافع عموميه صرف گردد.» 
در صفحه 75 کتب نظر اجمالي به نقل از سند 105 بديع نوشته شوقي آمده است: 
«اين نظم بديع... بر دو رکن رکين استوار است رکن اول و اعظم رکن ولايت الهيه که مصدر تبيين است و رکن ثاني بيت العدل اعظم الهي که مرجع تشريع است. همچنانکه در اين نظم الهي تفکيک بين احکام شارع امر و مبادي اساسيه اش که مرکز عهد و ميثاقش تبيين نموده ممکن نه انفصال رکنين نظم بديع نيز از يکديگر ممتنع و محال است.» 
در صفحه 77 دور بهائي آمده است: 
«هر گاه ولايت امر از نظم بديع حضرت بهاءالله متنزع شود اساس اين نظم متزلزل و الي الابد محروم از اصل توارثي مي گردد که بفرموده حضرت عبدالبها در جميع شرايع الهي برقرار بوده است.» 
اينک با مقايسه موارد فوق و سير تاريخ و سيستم فرقه بهائيت در مي يابيم که در سال 1336 هـ. ش که مرگ شوقي فرا رسيد عليرغم وصيت جد امجدش فرزندي نداشت و اصلا عقيم بود لذا نتوانست جانشين خود را تعيين نمايد و بدين ترتيب سازمان تبيين با آن کبکبه و دبدبه همراه با شوقي در خاک دفن شد و اين برترين دليل بر باطل بودن بهائيت و عدم الهي بودن اين فرقه است. 
پس از او سران و کارگردانان بهائيت به رهبري زن آمريکائي شوقي (روحيه ماکسول) بدست و پا افتادند و با برقراري کنفرانسي در سال 1342 هـ. ش در لندن 9 نفر را بعنوان اعضاي بيت العدل انتخاب کرده و در حيفا در اسرائيل مستقر نمودند و تا بحال نيز چندين بار تجديد انتخاب گرديده لکن بنا به مدارک و اسناد موجود و بدليل عدم وجود رکن اول و اعظم يعني ولي امراله در اين فرقه بيت العدل اصالت - اعتبار و مشروعيت ندارد زيرا: 
1- در صفحه 76 دور بهائي اشاره به بيت العدل و ولي امراله مي گويد: 
«........... و چون اين دو موسسه لاينقسم متفقا باجراي وظايف پردازند امور تمشيت پذيرد و اقدامات جامعه مرتبط گردد و مصالح امراله ترويج يابد.» 
2- در صفحه 77 دور بهائي نيز مي گويد: 
«قدرت و اختيارات و حقوق و امتيازات اين دو موسسه هيچيک با يکديگر متناقض نيست و به هيچ وجه از مقام اهميت ديگري نمي کاهد». 
گاهي در پاسخ گفتار اخير مي گويند که بيت العدل وظيفه ولي امراله را انجام مي دهد و ديگر نيازي به وجود او نيست. در حالي که بطلان سخن آنان را از روز روشنتر مي دانيم ايشان را به عبارت صفحه 80 دور بهائي ارجاع ميدهيم که مي نويسد: 
«هيچيک از اين دو نمي تواند بحدود مقدسه ديگري تجاوز نمايد و هرگز نيز تعدي نخواهد نمود. هيچيک در صدد تضعيف سلطه و اختيارات منصوصه مسلمه ديگري که از طرف خداوند عنايت گشته است برنخواهد آمد.» 
عقيم بودن شوقي افندي مسئله غير مترقبه اي بود زيرا خود او هم پيش بيني آنرا نکرده بود زيرا: 
اولا: در صفحه 82 دور بهائي مي نويسد: 
«ولي امر حاضر و ولاة امر در مستقبل ايام بايد با اقوال و اعمال خود کاملا به حقيقت اين اصل مهم آئين نازنين ما شهادت دهند.» 
ثانيا: نظر اجمالي صفحه 31 مي نويسد: 
«تنصيص حضرت عبدالبها بمقام شوقي رباني ولي امراله و دستور تعيين ولي امراله هاي متوالي که همگي مقام ولايت امراله و رياست دائمي بيت العدل را دارند.» 
به واسطه بروز يک چنين اختلاف بزرگي پس از تشکيل اولين بيت العدل بهائيان دسته دسته گرديدند و به ريمي ها (بهائيان ارتدوکس حقيقي) و سمايي ها و....... تقسيم شدند. گروهي از بهائيان بعد از مرگ شوقي يکي از اياديان امر بنام چارلز ميسن ريمي را که در زمان شوقي افندي رئيس هيات بين المللي بهائي بود به ولايت امر برگزيدند و امروز در گوشه و کنار دنيا من جمله ايران وجود دارند و کتب و نشرياتي هم در اثبات مقام ريمي و جانشين وي بنام جوئل مارنجلا و رد بيت العدل حيفا پخش و منتشر مي نمايند و داراي سايت فعالي تحت عنوان ارتودوکس بهائي مي باشند و مقر اصلي رهبر آنان در استراليا مي باشد. و داراي مرکز تبليغي و محافل متعدد در آمريکا مي باشند. چه مناسب است يادآوري کلام عبدالبها که در جلد 1 بديع آلاثارصفحه 119 مي گويد: 
«اگر بهائيان دو فرقه شوند و هر يک بيت العدلي بنا کنند و مخالفت يکديگر نمايند هر دو باطل است.» 
بنابراين به استناد معتبرترين مدارک و ماخذ بهائي بيت العدل فعلي به هيچ وجه اصالت و اعتبار و مشروعيت ندارد زيرا از داشتن رئيس دائمي و عضو ممتاز و برتر و منصوب شده از طرف ولي امر قبلي محروم ميباشد و نخواهد توانست نقش اساسي خود را در قانون گذاري بهائيت بازي کند و حکم کاريکاتور و سرابي از بيت العدل مکتوب در الواح وصايا را خواهد داشت. 
از طرف ديگر حکم رياست ولي امر بهائي بر بيت العدل به علت عقيم بودن شوقي به هيچ وجه قابل نسخ و بداپذير نيست چون حتي در الواح وصايا آمده که اگر فرزند ذکور ولي امر شايسته نبود بايستي غصن ديگري را انتخاب نمايد و اين تقصير از شوقي افندي بوده است که وظيفه انتخاب ولي امر بعد از خود را انجام نداده است. 
خلاصه آنکه بيت العدل اعظم خوابي پريشان بود که روساي بهائيت براي آينده مسلک ساختگي خود ديده بودند که هرگز تعبير نشد و بيت العدل مستقر در اسرائيل همانند سراب رهبري کننده جامعه بهائيت بدون حضور ولي امر در اختيار بهائيان امريکائي و انگليسي قرار گرفته است. چون در حال حاضر اکثر اعضاي 9 نفره بيت العدل فعلي امريکائي و انگليسي هستند حال آنکه بهائيان اين دو کشور بسيار اندک و قليل هستند. 

 

 

 


Share

ارسال دیدگاه
متن پیام : *
نام :
پست الکترونیک :
آدرس وب :
تصویر امنیتی :
 
 
 

  سایت مراجع
 کانال تلگرام
  جام معرفت
نماز ظهر عاشورا
  اساسنامه

  لوگوی سایت
برای قرار دادن لوگوی تبلیغاتی سایت آدرس زیر را کپی کرده و در وبلاگ و یا سایتتان قرار دهید www.rahtousheh.com/Files/102488/logo.swf
نشر تراث
کانون نخبگان
ایران هسته ای
  اخبار هیئت

  اوقات شرعی
  حدیث روز

حدیث موضوعی
 پیامک مذهبی

 نور سافت
  آمار سایت
» امروز :
» تعداد بازدید کننده : 179
» تعداد بازدید : 249
» دیروز :
» تعداد بازدید کننده : 1097
» تعداد بازدید : 1442
» کل بازدید ها :
» تعداد بازدید کننده : 2618562
» تعداد بازدید : 3150863
  جستجو