ذکر ایام هفته
  منوی اصلی
  حوزه نت
  پایگاه های اسلامی

  سایت رهبری
  بیانات رهبری
آیت الله جعفری تهرانی
  بیانات رهبری
  خبرنامه
جهت عضویت در خبرنامه از فرم زیر استفاده نمایید

ایمیل*
تلفن همراه*
تصویر امنیتی
سردار حاج علی خوش‌لفظ جانباز سرافراز دوران دفاع مقدس که شخصیت و کتاب خاطرات وی سال گذشته مورد تقدیر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی قرار گرفته بود، هفته گذشته بر اثر جراحت‌های به جای مانده از دوران جنگ تحمیلی به شهادت رسید. متن زیر یادداشت آقای حمید حسام، نویسنده‌ی کتاب «وقتی مهتاب گم شد»(خاطرات شهید علی خوش‌لفظ از دوران دفاع مقدس) است .

سردار حاج علی خوش‌لفظ جانباز سرافراز دوران دفاع مقدس که شخصیت و کتاب خاطرات وی با عنوان «وقتی مهتاب گم شد»؛ سال گذشته مورد تقدیر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی قرار گرفته بود، هفته گذشته بر اثر جراحت‌های به جای مانده از دوران جنگ تحمیلی به شهادت رسید.

دیشب حضرت فاطمه‌ی زهرا(سلام الله علیها) به خوابم آمد و گفت: چرا کارگر نمی‌گیری تا گندمهایت را درو کند دیگر از تو گذشته این کارهای طاقت‌فرسا را انجام دهی.

امیر اسماعیلی: آمریکایی‌ها به‌محض روشن شدن سامانه‌های موشکی ایران به اخطار پاسخ دادند/ ۳۰ ثانیه تا شلیک فاصله داشتیم/ ۱۲ فروند موشک آماده شلیک بود.

آیا شما دیده‌اید فردی که مادرش را خیلی دوست دارد، انگشت او را با دندان قطع کند؟! من این کار را کردم. به مادرم گفته بودند اگر تشنج کردم نگذارد دندان‌هایش قفل شود، یک شیء‌ای بین دندان‌هایش بگذارید. مادرم وقتی در این موقعیت قرار گرفت، انگشت خود را بین دو فک من گذاشت، من هم انگشت او را قطع کردم. بعد از اینکه به حالت عادی برگشتم، انگشت را از دهانم بیرون آوردند و بعد بردند پیوند زدند.

بالاخره شب موعود فرا رسید و با دستور فرمانده گروهان بچه های دسته به خط شدند و برای سوار شدن به قایق ها حرکت خود را آغاز کردند اما اوضاع غیر عادی بود، عراقی ها قبل از شروع عملیات اقدام به شلیک آرپی جی و تیراندازی به سمت خط ما کردند که در اثر این حرکت دشمن برخی از رزمندگان مجروح و به عقبه منتقل شدند.

یک گزارش کتبی از طریق دفتر امور انقلاب که مسئولش شهید چمران بود، به دولت بازرگان داده شد که عراق خود را آماده جنگ با ایران می کند. اما ...

همان موقع که همگی چهره دوست شهیدمان را دیدیم، آن سرتیپ عراقی یک سیلی محکم زد توی گوش سربازش که کنار ایستاده بود و گفت: "لا بالموت...هذا شهید... والله الاعظم هذا شهید..."

جای سالم در بدن نداشت، دور هم که جمع می‌شدیم، به شوخی می‌گفتیم: «حاج حسین این زخم کدام عملیاته؟»، می‌گفت: «کربلای 5»؛ در عملیات مهران آن قدر به بدنش ترکش خورده بود که تقریباً از همه جای آن خون می‌ریخت.

به همه ماشینها شلیک می کرد، اما صهیونیستها به کوه ها گریخته بودند و او تنها مانده بود و کسی را پیدا نکرده بود تا خودش را بین آنها منفجر کند یا به آنها تیراندازی کند! او سالم برگشت. به او گفتم: «چرا زنده برگشتی؟» گفت:«کسی را پیدا نکردم که مرا بکشد، خب برگشتم به مواضع خودمان.»

  سایت مراجع
 کانال‌ها
کانال جام معرفت در ایتا

  جام معرفت
نماز ظهر عاشورا
  اساسنامه

نشر تراث
کانون نخبگان
  اخبار هیئت

  اوقات شرعی
  حدیث روز

حدیث موضوعی
 نور سافت
  آمار سایت
» امروز :
» تعداد بازدید کننده : 646
» تعداد بازدید : 700
» دیروز :
» تعداد بازدید کننده : 762
» تعداد بازدید : 771
» کل بازدید ها :
» تعداد بازدید کننده : 2966732
» تعداد بازدید : 3575468
  جستجو